مدرس کوچینگ مربیگری

به زبان ساده می‌توان گفت کوچینگ فرآیندی است که عملکرد و کارآیی فرد را بهبود می‌بخشد و بیشتر بر روی حال تمرکز دارد تا این که بخواهد به گذشته یا آینده دور بپردازد. کوچینگ انواع متفاوت و متعددی دارد، اما در اینجا قصد نداریم کوچ در نقش کارشناس یا متخصص را بررسی کنیم.
برای پاسخ به سؤال کوچینگ چیست بیشتر به نقش کوچ به عنوان یک تسهیلگر آموزشی می‌پردازیم. تفاوت بسیاری هست بین درس‌ دادن به یک نفر و کمک کردن به او برای یادگیری!

در کوچینگ، کوچ به فرد کمک می‌کند تا عملکردش را بهبود بخشد یا به عبارت دیگر به او کمک می‌کند تا خودش یاد بگیرد.

کوچینگ هنر تسهیل کردن راه برای رسیدن به هدف است. کوچینگ مجموعه مهارت‌هایی است که استعدادها و پتانسیل‌های فرد را شکوفا می‌کند تا فرد بتواند در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود کارآیی و عملکرد بهتری داشته باشد.
کوچینگ به فرد فرصت می‌دهد تا برای خود اهدافی مشخص کند و در راستای محقق شدن این اهداف گام برداشته و اقداماتی صورت دهد. کوچ راه را برای رسیدن به این اهداف و موفقیت فرد هموار می‌کند، به او انگیزه می‌دهد تا تعهد و مسئولیت‌پذیری بیشتری از خود نشان دهد.

 

 

کوچینگ آمیزه‌ای از چالش و حمایت است. کوچینگ نه یک روش درمانی است، نه مشاوره و نه منتورینگ. توسعه فردی و سازمانی، افزایش اعتماد به نفس، خودباوری، خودشناسی و افزایش سطح درک و آگاهی از مهم‌ترین دستاوردهای کوچینگ به شمار می‌روند.

تعریف کوچینگ از نگاه ICF چیست؟
کوچینگ یا تسهیلگری، همکاری بین کوچ و مراجع در قالب یک فرآیند فکری و خلاقانه است که در طی آن مراجع پتانسیل‌های شخصی و حرفه‌ای خود را به حداکثر خود می‌رساند.

برای اینکه کوچینگ براتان جا بیوفتد و مفهوم آن را درک کنید توصیه میکنم ویدئو جغد و روباه رو حتماً ببینید؛

ریشه و معنی کوچینگ از کجا آمده؟
در پاسخ به سؤال کوچینگ چیست، درواقع از روستایی به نام کاکس KOCS آغاز می­‌شود که در شمال غربی مجارستان قرار دارد؛ این روستا در حدود قرن پانزدهم میلادی به‌ علت نوآوریی که در زمان خود داشت، مشهور شده است.

امرار معاش روستاییان کاکس از حمل کالا بین وین و بوداپست بوسیله چرخ­‌هایی ساخت دست­ خود بود، تا اینکه فرد یا افرادی که نام آن­‌ها در تاریخ ثبت نشده است، کالسکه‌­ای را طراحی و ساختند که نسبت به سایر چرخ­‌های حمل و نقلی و کالسکه‌های آن زمان بزرگ‌تر و راحت‌تر بودند که بعدها این کالسکه‌ها با نام کالسکه‌های کاکس شناخته و استفاده می‌شدند.

در قرن شانزدهم میلادی کالسکه‌ جزو وسایل نقلیه­ های مرسوم بود و در سراسر اروپا مورد استفاده قرار می­‌گرفت. این واژه بعدها به کُوچ COACH در زبان انگلیسی تغییر شکل داد و در نهایت کوچ به کالسکه­‌ای اطلاق می­شد که مسافری را بطور خصوصی با پرداخت مبلغی، از مبدأیی مشخص به مقصدی مشخص انتقال می­داد.

مفهوم کوچ و کوچینگ چیست
کوچ چیست؟ اولین نمونه کالسکه که کوچ نام داشت
انواع گرایش‌های کوچینگ
انواع گرایش‌های کوچینگ را می‌توان به ویژه با سرویس‌های ارتباطی امروز و با روش‌های مختلفی به کار گرفت. جواب سؤال کوچینگ چیست تاحدودی گسترده است و امروزه نه فقط به صورت حضوری بلکه با ابزارهای اینترنتی در بستر وب می‌توان جلسات کوچینگ کاملاً تخصصی بصورت وبینار برگزار کرد و خدمات گسترده‌تری ارائه داد.
کوچینگ را از نظر تعداد افراد حاضر در جلسه می‌توان به فردی و گروهی تقسیم کرد ولی انواع کوچینگ در طول سال‌ها در گرایش‌های متفاوتی ارائه شده است که باید مهم‌ترین آن‌ها را بشناسیم؛

کوچینگ فردی و کوچینگ توسعه فردی
کوچینگ کسب و کار (بیزینس کوچینگ)
کوچینگ رهبری و کوچینگ مدیران
کوچینگ زندگی (لایف کوچینگ)
کوچینگ عملکردی
کوچینگ فروش
کوچینگ سازمانی
کوچینگ تحصیلی
و بسیاری موارد دیگر مانند (، کوچینگ نوجوانان،کوچینگ والدین انگیزشی، زوجین، سلامت، خانواده، کارآفرینی، معنوی و…)

کوچ کیست و کوچینگ چیست؟
کوچ کیست و چه خدماتی را ارائه میدهد؟
کوچ کیست؟
قبل از اینکه به سؤال کوچینگ چیست بطور گسترده بپردازیم بهتر است ابتدا بدانیم کوچ کیست. کوچ خوب همیشه بر این باور است که افراد خود پاسخ مشکلاتشان را دارند اما در عین‌حال می‌داند که شاید برای رسیدن به این پاسخ‌ها به کمک نیاز داشته باشند.

کوچینگ به معنای آزاد کردن پتانسیل‌های فردی با هدف به حداکثر رساندن عملکردشان است. کوچینگ یا تسهیلگری به افراد کمک می‌کند تا یاد بگیرد نه این که بخواهد به آن‌ها چیزی بیاموزد.

مقاله مرتبط:
10 روش برای رهبری کسب و کار به سبک کوچینگ
کوچ بر این باور است که فرد پاسخ مشکلاتش را می‌داند و با استفاده از مهارت‌هایی همچون گوش‌شنوا، پرسشگری مؤثر و ارائه بازخوردهای سازنده به او کمک می‌کند تا این پاسخ را کشف کند. کوچ به فرد کمک می‌کند تا مطلب تازه‌ای یاد بگیرد نه این که به او مطلب تازه‌ای یاد بدهد.

کوچ دست به دست مراجع می‌دهد و او را به عمیق فکر کردن ترغیب می‌کند، به او انگیزه می‌دهد تا پتانسیل‌های فردی و حرفه‌ای خود را به اوج برساند.

کوچ بر روی آینده و فرصت‌های پیش رو تمرکز دارد نه اشتباهات گذشته. کوچ همیشه بر این باور است که توانمندی‌های فرد فراتر از چیزی است که در حال حاضر نشان می‌دهد و او را بر اساس عملکرد امروز فرد را قضاوت نمی‌کند. از این طریق است که به او کمک می‌کند به جایگاه بالاتری دست یافته و رشد کند. کوچ نگاه می‌کند تا ببیند مراجع چه توانمندی‌هایی دارد که از آن‌ها بهره می‌گیرد و چه توانمندی‌هایی دارد که از آن‌ها استفاده نمی‌کند.

ویژگی‌های فرآیند کوچینگ چیست؟
کوچینگ یک رویکرد مکالمه محور است که در آن کوچ به مراجع کمک می‌کند برای خود اهدافی مشخص کند، این اهداف می‌بایست SMART باشند؛

صریح و مشخص (Specific)
قابل سنجش (Measurable)
دست یافتنی (Achievable)
واقع‌گرایانه (Realistic)
دارای چهارچوب زمانی مشخص (Timely)
سپس به او کمک می‌کند تا با واقعیت‌ها مواجه شود و موقعیت کنونی خود را به شکلی صریح و واقع‌گرایانه توصیف کند. در مرحله بعد مراجع به بررسی گزینه‌هایی می‌پردازد که او را در راه رسیدن به هدف کمک می‌کند و در نهایت لیستی از اقداماتی تهیه می‌کند که می‌تواند با کمک آن‌ها به هدفش برسد.

کوچ فقط مراجع را از واقعیت مشکل آگاه می‌کند و با پرسشگری قدرتمند مسئله را برای مراجع به گونه‌ای قابل فهم و ساده می کند تا در نهایت خود او با اعتماد به نفس و آگاهی تصمیم به حل مشکلش بگیرد.

بازی درونی | The Inner Game of Tennis
کمتر پیش می‌آید کسی از کوچینگ سخن بگوید و به تیموتی گالوی و دیدگاه‌هایش در کتاب بازی درونی اشاره‌ای نکند. تیموتی گالوی با کتاب بازی درونی تنیس، تفکرات را درباره کوچینگ متحول ساخت. به اعتقاد او بزرگ‌ترین مانع بر سر راه موفقیت و بالفعل در آوردن پتانسیل‌های فرد در درون او قرار گرفته و یک عامل محیطی و بیرونی نیست.

گالوی بر این باور است که کوچ باید راه را بر دیالوگ‌های درون ذهنی افراد ببندد و این جمله را در ذهن آن‌ها جا بیندازد؛ “نه این درست نیست! روی دست‌هایت تمرکز کن! باید زاویه متفاوتی به دست‌هایت بدهی.”

مقاله مرتبط:
3 گام ساده برای خارج شدن از محدوده امن ذهنی (دایره راحتی)
وقتی به دیالوگ‌های درونی ذهنت مجالی برای خودنمایی نمی‌دهی، بدنت می‌تواند کنترل اوضاع را به دست بگیرد. می‌توان گفت وقتی این دیالوگ‌های درونی ذهن به حالت تعلیق در می‌آید، بدن می‌تواند به یک ایده کاملاً واضح و شفاف دست یابد و بفهمد که چه باید بکند. گالوی در کتابش از افراد می‌خواهد بر روی بالاترین نقطه‌ای تمرکز کنند که توپ تنیس را می‌توان پرتاب کرد.

این فعالیت فقط ذهن شما را منحرف می‌کند تا دیالوگ‌های درونی ذهنتان متوقف شوند و بدنتان بتوانند کنترل اوضاع را به دست بگیرد. همین تکنیک ساده کمک کرد تا افراد به آرامش رسیده و بازی تنیس‌شان فوراً بهتر شود.

گالوی معتقد بود این تکنیک فقط در بازی تنیس کاربرد ندارد و افراد همه پاسخ‌ها را در درون خود دارند و با این تکنیک می‌توانند به جواب برسند. در کوچینگ به فرد کمک می‌کنیم تا صدای دیالوگ درون ذهنشان را خاموش کنند تا در سکوت یا بگیرند و به غرایز یا ضمیر ناخود‌آگاه خود فرصت دهند، کنترل اوضاع را به دست گیرد.

گاهی اوقات خاموش کردن این دیالوگ به معنای پرت کردن حواس فرد و گاهی اوقات به معنای تجسم کردن بد‌ترین حالت ممکن و از بین بردن ترس است.

چرخه صلاحیت مدل یادگیری
این مدل چهار مرحله دارد که با استفاده از آن می‌توان صلاحیت یادگیری خود را ارزیابی کنید؛

اینفوگرافیک چرخه یادگیری کوچینگ در 4 مرحله
اینفوگرافیک چرخه یادگیری کوچینگ در 4 مرحله
جهالت ناخودآگاه (ناخودآگاهی و ناشایستگی)
از جهالت و عدم آگاهی خود نسبت به یک موضوع بی‌خبر هستید. نمونه‌ای از جهالت ناخودآگاه کودکی است که تا به حال دوچرخه ندیده یا نمی‌داند به جز زبان خودشان زبان دیگری هم وجود دارد.

جهالت آگاهانه (خودآگاهی و ناشایستگی)
از عدم آگاهی و مهارت خود در یک زمینه خاص با خبر هستید. نمونه‌ای از جهالت آگاهانه کودکی است که دوچرخه‌سواری دیگر کودکان را می‌بیند یا می‌شنود که دیگران به یک زبان دیگر صحبت می‌کنند و دوست دارد دوچرخه‌سواری یا زبان آن‌ها را بیاموزد.

دانش آگاهانه (خودآگاهی و شایستگی)
یاد گرفته‌اید که چگونه باید کاری را انجام دهید اما برای انجام دادن آن کار باید ابتدا فکر کرده و تمرکز کنید. نمونه‌ای از دانش آگاهانه کودکی است که می‌تواند دوچرخه‌سواری کند اما اگر نداند که کجا باید برود ممکن است بیفتد.

دانش ناخودآگاه (ناخودآگاهی و شایستگی)
آن قدر خوب یادگرفته‌اید که چگونه باید کاری را انجام دهید که این یادگیری در ذهن شما حک و نهادینه شده است. دیگر برای انجام این کار نیازی به فکر کردن ندارید. در واقع اگر بخواهید به آن فکر کنید ممکن است نتوانید آن را انجام دهید.
کوچ باید بفهمد مخاطب در کدام مرحله از یادگیری قرار دارد تا با استفاده از یک زبان مناسب بتواند به فرد کمک کند یاد بگیرد و به مرحله بعد قدم بگذارد. هر چه باشد کار بسیار دشواری است که بخواهید مهارتی را در خود تقویت کنید که اصلاً نمی‌دانید از فقدان آن مهارت رنج می‌برید.

تفاوت کوچینگ با منتورینگ، مشاوره و تدریس
می‌توان گفت تدریس، کوچینگ، منتورینگ و مشاوره خصوصیات و مهارت‌های کلیدی مشترکی دارند اما در عین حال تفاوت‌هایی هم دارند که باید با آن‌ها آشنا باشید. برای اینکه متوجه شوید کوچینگ چیست و چه تمایزی با دیگر روش‌ها دارد اول باید تفاوت‌های کوچینگ با روش‌ها دیگر را بشناسید.
می‌توان تفاوت میان کوچینگ، منتورینگ و مشاوره را در این جدول خلاصه کرد:

جدول تفاوت کوچینگ و منتورینگ با مشاوره
کوچینگ و منتورینگ رویکردهای متفاوتی دارند. ایتدا باید بدانید کوچینگ چیست و تفاوت آن با منتورینگ چیست؟
تعلیم و تدریس
در تعلیم و تدریس یک معلم مجرب و با معلومات، دانش و تجربه خود را در اختیار دانش‌آموزانش قرار می‌دهد.
برترین معلم‌ها با استفاده از تکنیک‌های تعامل محوری همچون کوچینگ، دانش‌آموزان خود را ترغیب می‌کنند تا در فعالیت‌های کلاسی شرکت کنند.

در اینجا یک عدم تعادل و توازن جدی میان اطلاعات دانش‌آموز و معلم وجود دارد و معلم باید برای هر سؤالی یک جواب درست داشته باشد.

منتورینگ
منتورینگ و کوچینگ شباهت‌های بسیاری به هم دارند. بعضاً روش‌های ارائه شده در کوچینگ و منتورینگ باهم هم‌پوشانی دارند. منتور حکم یک راهنما را دارد که به فرد کمک می‌کند تا سریع‌تر یاد بگیرد و پیشرفت کند.
استخدام رسمی منتور در سازمان‌ها رواج دارد، آن‌ها کار خود را خارج از زنجیره مدیریتی فرد انجام می‌دهند، تجربه و تخصص قابل توجهی در زمینه حرفه‌ای فرد دارند. رابطه منتورینگ آینده محور است، بر روی توسعه شغلی و گسترده‌تر کردن دیدگاه‌های فرد تمرکز می‌کند.
در حالی که کوچینگ بر روی زمان حال و برطرف کردن مشکلاتی تمرکز دارد که هم‌اکنون با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند.

مشاوره
مشاوره بیشتر جنبه درمانی دارد، بر روی گذشته متمرکز است، با استفاده از دانش و تجربه خود، مشکلات مراجع را ریشه‌یابی کرده و به او کمک می‌کند تا بر مشکلات و موانعی غلبه کند که در گذشته وجود داشته و تأثیرات آن در زمان حال مشهود است، این تمرکز می‌تواند درونی یا بیرونی باشد.

کوچینگ
در پاسخ به پرسش کوچینگ چیست ما معتقدیم افراد خود پاسخ پرسش‌هایشان را دارند. کوچ الزاماً در زمینه مورد بحث تخصص قابل توجهی ندارد و تمام تمرکزش را می‌گذارد تا به فرد کمک کند پتانسیل‌هایش را آزاد کند. در کوچینگ تمرکز بر روی افراد و افکاری است که در سر دارند.

کوچ یک فرد از پیش تعیین شده و متخصص نیست؛ هر کسی می‌تواند در تعامل با سایرین، همکاران، زیر‌دستان، مافوق‌ها یک رویکرد کوچینگی در پیش بگیرد. کوچینگ یک سبک رهبری است که نخستین بار دانیل گلمن آن را تعریف کرد.

گوش کردن فعالانه و پرسشگری قدرتمند از مهارت‌های پایه کوچینگ هستند و کوچ در پرسیدن پرسش‌های درست و مؤثر مهارت قابل‌توجهی دارد و با استفاده از این پرسش‌ها به فرد کمک می‌کند تا خود راهکاری برای مشکلاتشان بیابند.

دانلود کتاب معرقی بیزینس کوچینگ
بیزینس کوچینگ یکی از گرایش‌های کوچینگ و در زمینه توسعه کسب و کار می‌باشد.
نتیجه‌گیری
واژه کوچینگ (coaching) برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد، اما در کل می‌توان گفت کوچینگ یعنی به فرد کمک کنیم تا مشکلاتش را خودش حل کند و عملکردش را بهبود بخشد.

فرقی نمی‌کند که کوچینگ در عرصه ورزشی، زندگی یا کسب و کار مورد استفاده قرار گیرد، یک کوچ خوب معتقد است افراد پاسخ مشکلاتشان را می‌دانند، فقط باید به آن‌ها کمک کرد تا این پاسخ‌ها را کشف کنند.

 

تفاوت‌های کوچینگ و منتورینگ چیست؟

کوچینگ و منتورینگ تفاوت های زیادی با هم دارند که در ادامه این متن با ۵ مورد از برجسته‌ترین آن‌ها آشنا می‌شوید:

پیش از این در مقاله‌ی تفاوت‌های میان کوچینگ و مشاوره چیست؟ به تفاوت‌های میان کوچینگ و مشاوره پرداختیم.

اینفوگرافیک تفاوت‌های کوچینگ و منتورینگ
اینفوگرافیک تفاوت‌های کوچینگ و منتورینگ
در این اینفوگرافیک تفاوت‌های کوچینگ و منتورینگ مقایسه شده‌اند.
چه کسی متخصص است؟
معمولا منتور دارای تخصص در یک گرایش خاص مانند کسب‌وکار یا ارتباطات است. فرد نزد منتور می‌رود تا در زمینه‌هایی که او موفق بوده، توصیه‌هایی بگیرد و رشد کند اما مراجعه‌کننده نزد کوچ می‌رود تا فرآیند کوچینگ را در موضوع موردعلاقه خود به کار بگیرد؛ بنابراین کوچ، سرمشق نیست بلکه استاد به‌کارگیری فرآیند کوچینگ است.

چه کسی دستور کار جلسه را تنظیم می‌کند؟
در منتورینگ این منتور است که می‌داند مرحله بعدی کار کدام است و فرد مراجعه‌کننده فقط منتظر است تا پاسخ سوال‌هایش را از او بشنود اما در کوچینگ، مراجعه‌کننده است که دستور کار را تنظیم می‌کند. کوچ سؤال می‌کند «دوست داری به کجا برسی؟» و جلسه با دستورالعمل مراجعه‌کننده آغاز می‌شود. اگر مراجعه‌کننده نداند می‌خواهد به چه چیزی دست پیدا کند، کوچ سؤال می‌پرسد تا بتواند آن را ترسیم کند. مراجعه‌کننده است که در فرآیند کوچینگ، دستورالعمل را تنظیم می‌کند.

چه کسی سوال می‌پرسد؟
درمنتورینگ این مراجعه‌کننده است که سوال می‌پرسد و منتور آن فردی است که همه پاسخ‌ها را دارد؛ حتی اگر گاه به گاه سوال‌هایی بپرسد، او همچنان خردمندی است که نقش او انتقال اطلاعات و تجربیات است اما کوچینگ متفاوت است. نقش کوچ، پرسیدن سؤال برای رسیدن به درک و بینشی است که مراجع را وادار کند از خودش یاد بگیرد. یادگیری در کوچینگ از دل سؤالات قدرتمند کوچینگ به وجود می‌آید.

چه کسی سرمشق است؟
هدف منتورینگ رسیدن به همان سرمشقی است که منتور، سمبل آن است. منتور در برخی زمینه‌ها موفقیت به دست آورده است و می‌گوید: «از این راه باید بروی تا به جایی برسی که من رسیده‌ام» بااین‌حال، هدف کوچینگ این است که مراجعه‌کننده خودش به جواب‌هایش خودش دست پیدا کند. هدف کوچ کمک به مراجعه‌کننده برای دسترسی به توانایی‌های بالقوه خودش است که تا «به جایی برسد که خودش می‌خواهد.»

چه کسی تجربه دارد؟
منتور فردی است که از تجربیات خودش برای توصیه دادن و راهنمایی کردن مراجعه‌کننده استفاده می‌کند. او درباره زندگی، روابط و کارهای خودش صحبت می‌کند و از آن‌ها مثال می‌زند اما در کوچینگ همه‌چیز متفاوت است؛ کوچ، مراجعه‌کننده را به زندگی خودش فرامی‌خواند. او به مراجع کننده کمک می‌کند تا زندگی خودش را از زوایای دیگر ببیند.

 

تفاوت‌های کوچینگ و منتورینگ را خواندید، هر دو روشی هستند که ارزش‌های مخصوص به خود را دارند. اگر می‌خواهید از تجربیات و توصیه‌های فرد دیگری در زندگی‌تان استفاده کنید به دنبال منتور باشید اما اگر می‌خواهید به دنیای خود سفر کنید و به پاسخ‌های خودتان دسترسی پیدا کنید، به سراغ یک کوچ بروید.

تفاوت میان «کوچ» و «منتور»چیست؟

مترجم: بهناز پذیرایی اصطلاحات کوچینگ(coaching) و منتورینگ (mentoring) با شروع استارت‌آپ‌ها بیشتر مطرح شده اند و امروز در زمینه کسب‌و‌کار نیز استفاده می‌شوند و معمولا به‌جای یکدیگر به‌کار می‌روند. به همین دلیل در بسیاری از سازمان‌ها، از یک منتور انتظار دارند مسوولیت‌های کوچینگ را هم به‌عهده بگیرد. اما به‌رغم باور عموم این دو مقوله یعنی منتور و کوچ تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. برای اینکه تفاوت میان این دو را بدانیم و از دستاوردهایی که هرکدام برای کسب‌و‌کارمان به ارمغان می‌آورند مطلع باشیم، باید ابتدا با مسوولیت‌های مخصوص هر یک آشنا شویم.
تفاوت میان «کوچ» و «منتور»چیست؟

اصطلاحات کوچینگ(coaching) و منتورینگ (mentoring) با شروع استارت‌آپ‌ها بیشتر مطرح شده اند و امروز در زمینه کسب‌و‌کار نیز استفاده می‌شوند و معمولا به‌جای یکدیگر به‌کار می‌روند. به همین دلیل در بسیاری از سازمان‌ها، از یک منتور انتظار دارند مسوولیت‌های کوچینگ را هم به‌عهده بگیرد. اما به‌رغم باور عموم این دو مقوله یعنی منتور و کوچ تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. برای اینکه تفاوت میان این دو را بدانیم و از دستاوردهایی که هرکدام برای کسب‌و‌کارمان به ارمغان می‌آورند مطلع باشیم، باید ابتدا با مسوولیت‌های مخصوص هر یک آشنا شویم.منتور کیست؟ به زبان ساده یک منتور کسی است که دانش، تخصص و مشاوره خود را به کسانی که تجربه کمتری دارند ارائه می‌دهد. منتور با بهره‌گیری از تجربه و مهارت‌های خود، کارمندانش را در مسیر درست هدایت می‌کند. یک منتور به کارمندان تازه‌کار برای یافتن فرصت‌های رشد حرفه‌ای، به‌دست آوردن اعتماد‌ به‌نفس و بهبود مهارت‌های فردی کمک می‌کند. این کمک و حمایت بر اساس تجربه‌ها و آموخته‌های شخصی منتور است که باعث جلب اطمینان بیشتر از جانب کارمندان خواهد شد.

وظایف یک منتور چیست؟

همان‌طور که گفته شد، یک منتور کسب‌و‌کار با توجه به رشد حرفه‌ای و توسعه مهارت‌های بین فردی و متقابل کارمندان تازه کارش، از آنها حمایت و پشتیبانی می‌کند و به‌ویژه او کمک می‌کند تا این کارمندان گزینه‌ها و انتخاب‌های حرفه‌ای خود را کشف کنند، اهداف توسعه را تعیین کنند، ارتباطات جدید ایجاد کنند و منابع را به خوبی شناسایی کنند. در این روش، یک منتور به عنوان الگو و مشاوری حرفه‌ای برای کارمندان عمل می‌کند. نقش یک منتور بر اساس نیازهای متغیر کارمندان تازه‌کار در طول زمان، تکامل پیدا می‌کند. در اغلب موارد، روابط منتورینگ غیررسمی است، درحالی‌که چنین روابطی هرازچندگاهی می‌تواند رسمی‌تر باشد. در روابط منتورینگ رسمی، منتورها روش‌های از پیش تعیین شده و ساختاریافته‌ای را برای تعیین و تنظیم انتظارات واقع‌بینانه، به‌دست آوردن و افزایش منافع متقابل و ارتقای کیفیت کارمندان دنبال می‌کنند.منتورهای خوب همیشه تمایل دارند تا مهارت‌ها و دانش خود را با کارمندان جوان به اشتراک بگذارند و از آنجایی که آنها هم مانند کارمندان تازه‌کار با همین چالش‌ها مواجه شده‌اند، می‌توانند با همدلی بیشتر با نیازهای آنان برخورد کنند. منتورها برای الهام بخشی و ایجاد اطمینان و اعتماد در عملکرد خود، نگرش مثبت و تمایل به مقابله با مشکلات را دارند. این ویژگی به آنها کمک می‌کند که با کارمندان جوان در مورد اهداف و دغدغه‌های حرفه‌ای راحت‌تر بحث کنند.از دیدگاه کسب‌وکار، منتورها به کارمندان در بالا بردن اعتماد به‌نفس، توسعه مهارت‌ها و افزایش اعتبار آنها کمک می‌کنند و کارمندانی که دارای اعتماد به‌نفس و رضایتمندی هستند، سازمان را به جلو هدایت می‌کنند و به همین دلیل کسب‌و‌کارها در حال حاضر تمرکز خود را بر شناسایی برنامه‌های منتورینگ صحیح، راهبردی و حمایتی قرار داده‌اند.

کوچ کیست؟

کوچ بر مهارت‌های خاص و اهداف توسعه یافته تمرکز دارد؛ او این کار را با تجزیه این مهارت‌ها و اهداف به وظایف و کارهای مشخص در یک دوره زمانی مشخص انجام می‌دهد که درنتیجه با انجام این کار و برای روشن ساختن چشم‌انداز پیشرفت کسب‌و‌کار، به رشد آن کمک می‌کند. شناسایی و اولویت‌بندی اهداف برای بسیاری از کسب‌و‌کارها یک چالش بزرگ محسوب می‌شود. کوچ‌ با کمک به کسب‌و‌کار‌ها برای اولویت‌بندی اهدافشان بر اساس اهمیت آنها با این چالش‌ها مقابله می‌کند. آنها به دنبال یک روش نظام‌مند و رسمی‌تر برای حل و فصل مسائل و مدیریت جنبه‌های خاص کسب‌و‌کار هستند.

وظیفه یک کوچ چیست؟

یک کوچ خوب بر تعیین اهداف، اولویت‌بندی آنها و انتخاب راه درست برای رسیدن به آنها تمرکز می‌کند. به این ترتیب او کمک می‌کند تا کسب‌و‌کارها بیشتر پاسخگو، هدف‌محور و رقابتی باشند. او همچنین جنبه‌های مختلفی از یک کسب‌و‌کار موفق و در حال اجرا؛ ازجمله اهداف فروش، استراتژی‌های بازاریابی، مهارت‌های ارتباطی، ایجاد و ساخت تیم، رهبری و… را پوشش می‌دهد. کوچ‌ها کسب‌و‌کارها را به‌گونه‌ای فراگیر ارزیابی می‌کنند و با این کار به تنظیم طرح، تعیین اهداف و شناسایی مراحل مورد نیاز برای رسیدن به نتایج موردنظر می‌پردازند. یک کوچ کسب‌‌وکار وضع موجود را به چالش می‌کشد و کسب‌و‌کارها را وادار می‌کند تا نگاه دقیق‌تری به رویکردها، روش‌ها و تصمیمات خود داشته باشند. به این ترتیب چشم‌انداز تازه‌ای برای استراتژی‌ها و اهداف کسب‌و‌کار ترسیم می‌کنند و در ازای مطرح کردن سوالات ساده‌ای در زمینه چگونگی اجرا و روند کارها، سازمان را به اتخاذ استراتژی‌های مناسب رشدشان هدایت می‌کند.یک کوچ با هدایت کسب‌و‌کارها در مسیر صحیح، در جهت حصول موفقیت آن کمک می‌کند. اغلب کسب‌و‌کارها دچار فقدان چشم‌انداز اهداف موردانتظار هستند و در طی کردن مراحلی که آنها را به موفقیت می‌رساند دچار خطا می‌شوند، اما یک کوچ شفافیت لازم برای دستیابی به این چشم‌انداز را فراهم می‌کند. آنها ایده‌های موجود را مورد تردید و پرسش قرار می‌دهند و کسب‌و‌کار را به مسیر اصلی برمی‌گردانند.

تفاوت‌های بین این دو مقوله

منتورینگ یک فرایند طولانی مدت و براساس اعتماد و احترام متقابل است اما کوچینگ یک فرایند کوتاه‌مدت است.منتورینگ بر ایجاد یک ارتباط غیررسمی بین منتور و کارمند تازه‌کار متمرکز است، در حالی که کوچینگ یک رویکرد ساختار‌یافته‌تر و رسمی را دنبال می‌کند.یک منتور کسب‌و‌کار دارای تجربه‌های مهمی است که به درآمدزایی کارمند تازه‌کار منتهی می‌شود، اما یک کوچ، کسب‌و‌کار تجربه‌ها و عملکردهای سازمان را مورد تحلیل و پرسش قرار می‌دهد. اولویت منتور، کمک به توسعه مهارت‌های کارمند در فعالیت‌های فعلی و عملکردهای آتی آن است، اما اولویت کوچ بهبود عملکرد و کارایی فعلی و تاثیرگذاری در عملکردهای زمان حال است.منتورها و کوچ‌ها از راه‌های متفاوت می‌توانند در بهبود و سودمندی کسب‌‌وکارها نقش داشته باشند و برای حصول این امر، کسب و کارها نیاز به شفافیت اولویت‌ها و نوع حمایت‌های موردنیازشان دارند. کسب‌و‌کارهای کوچک به‌واسطه حمایت‌های صحیح و بجا سازنده‌تر، سودآور و رقابتی‌تر خواهند بود. باید توجه داشت که بهتر است بدون اینکه گرفتار تفاوت تعاریف بشویم روی این موضوع اصلی متمرکز باشیم، برای رشد در هرکاری همواره نیاز به کمک گرفتن از افراد باتجربه هست.

5 1 رای
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
2 نظرات
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments

درخواست خود را جهت مشاوره تکمیل نمایید

  • اعداد با زبان انگلیسی وارد شود

جدیدترین مقالات

فهرست
2
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x